سرمایهگذاری خطرپذیر به یک ضرورت اساسی برای استارتآپها تبدیل شده است، چرا که تنها منبعی است که به یک استارتآپ اجازه میدهد از مراحل مختلف زندگی خود عبور کند و به مراحل بعدی برسد. با این حال، محدودیتهای خاصی وجود دارد که با سرزندگی آن همراه است. سرمایهگذاری خطرپذیر شامل صندوقهای مدیریتشده حرفهای است که به استارتآپها، سرمایه برای سهام ارائه میدهند. آنها معمولاً هنگام عرضه اولیه سهام یا پس از خرید، خارج میشوند. سرمایهگذاران خطرپذیر تمایل دارند مربیگری ارائه دهند، که به عنوان مشاوره محدودکننده نیز عمل میکند و گاهی اوقات استارتآپها را مجبور میکند تا مسیرها و مقیاسهایی را اتخاذ کنند که ممکن است کارآفرین اصلی نمیخواسته باشد. علاوه بر این، تلاش برای جلب توجه و اعتماد سرمایهگذار خطرپذیر، خود وظیفهای خطیر است. بنابراین، توسعه طبقات دارایی مختلف برای فراهم کردن طیف وسیعتری از گزینهها برای استارتآپهای نوپا بسیار مهم میشود.
طیفی از گزینههای جایگزین وجود دارد که یا شامل توسعه منابع متعارف طبقات دارایی و هم شامل منابع بالقوه وجوه میشود.
- بوتاسترپ: این فرآیند شامل یک کارآفرین است که از منابع مالی خود برای تسهیل کار اولیه استارتآپها استفاده میکند. برای توسعه این ابزارها، کارآفرینان بیشتر باید عملیات خود را اصلاح کنند تا از نظر هزینه بسیار کارآمد باشند تا بتوانند از رشد درآمد خود برای تقویت سرمایهگذاریهای آینده نیز استفاده کنند.
- سرمایهگذاری جمعی: سرمایهگذاری جمعی شامل یک کسبوکار است که ایده خود را روی بستری قرار میدهد که در آن افراد مختلف مبالغ مختلفی را برای موفقیت پروژه متعهد میشوند. با این حال، سرمایهگذاری جمعی بسیار رقابتی است و ایده کسب و کار باید کاملاً شکل گرفته و آزمایش شود. علاوه بر این، تأمین مالی جمعی به عنوان یک هدف دوگانه به عنوان بازاریابی و همچنین تأمین مالی عمل میکند و به کارآفرینان فرصت میدهد تا. پلتفرمهای تامین مالی جمعی نسبتاً جدید هستند و توسعه آنها در مراحل اولیه خود در کشورهایی مانند هند قرار دارد. برای عملی کردن این مسیرها، نیاز به ایجاد آگاهی وجود دارد.
- سرمایهگذاران فرشته: سرمایهگذاران فرشته افرادی هستند که یک بار به صورت تأمین مالی به یک استارتاپ کمک میکنند. آنها معمولاً یا اعضای خانواده یا دوستان فرد هستند. سرمایهگذاران فرشته، سرمایهگذاران غیررسمی هستند که بیشتر بر رشد استارتاپ تمرکز دارند تا نیازهای فوری به سود. برخلاف سرمایهگذاران خطرپذیر، سرمایهگذاران فرشته معمولاً پول خودشان را سرمایهگذاری میکنند. بنابراین، تمایل بیشتری بین اهداف سرمایهگذاران و استارتاپ وجود دارد که با هم هماهنگ باشند.
- وام خصوصی: قرض گرفتن پول از بانکهای متعارف یا موسسات مالی ویژه که کسب و کارهای کوچک و متوسط را تامین مالی میکنند نیز یک جایگزین است. با این حال، این وامها ریسک مالی شرکت را افزایش میدهند که توانایی شرکت را برای مقیاسپذیری یا پذیرش ریسکهای عملیاتی محدود میکند. با این حال، وامها از این مزیت برخوردارند که هیچ گونه کاهش مالکیتی ندارند.
این جایگزین خاص در واقعیت به اصلاح و توسعه بسیار بیشتری نیاز دارد. بانکها اغلب به استارتآپهای جدید اعتماد ندارند یا با نرخهای بهرهی گزاف به آنها وام میدهند. این اغلب منجر به شکست یک استارتاپ میشود. با این حال، این فرصتی را برای ما فراهم میکند تا معیار متفاوتی برای ارزیابی اینکه آیا یک استارتآپ اعتماد ایجاد میکند یا خیر، ارائه دهیم. این آستانه جدید میتواند به تحقق این جایگزین کمک کند. روند درست را میتوان زمانی مشاهده کرد که شاهد ورود نهادهایی باشیم که بهطور خاص برای تشویق استارتآپها طراحی شدهاند.
موارد زیر کلاسهای دارایی هستند که به طور خاص برای استارتاپها طراحی شدهاند تا به تسهیل رشد آنها کمک کنند. با این حال، میتوانیم این موضوع را از جنبه دیگری نیز بررسی کنیم.
دسته متعارف داراییهای مالی یعنی سهام، اوراق قرضه، املاک و مستغلات و غیره گزینههایی هستند که یک استارتآپ میتواند در اختیار استارتآپها قرار دهد. با درک محدودیتهایی که در این دسترسی وجود دارد، میتوانیم این گزینهها را به عنوان جایگزینهای ممکن بهتر توسعه دهیم.
استارتآپها نسبتاً ناشناخته هستند و اغلب تحت شرایط نقدینگی محدود فعالیت میکنند. این یعنی آنها برای جذب سرمایه از بازار با مشکل مواجه هستند. همچنین کل مراحل ثبت نام و تشریفات نیز این گزینه ها را از بین می برد.
چند راه ممکن برای از بین بردن این محدودیتها وجود دارد:
- اوراق قرضه قابل تبدیل: اوراق قرضه قابل تبدیل در ابتدا به عنوان اوراق قرضه عادی با نرخ بهره معین ارائه میشوند. با این حال، پس از مدتی، سرمایهگذاران راهی برای انتقال آنها به یک ابزار تقسیم سود دارند. استارتآپها به دلیل نداشتن سابقه اعتباری، در دریافت اعتبار مشکل دارند. با این حال، وقتی آنها سعی میکنند از طریق سهام، پول جمع کنند، با مشکلات متعددی در رابطه با ارزشگذاری مواجه میشوند. این امر به استارتآپها اجازه میدهد تا با فراهم کردن مسیری برای وامدهندگان جهت تبدیل بدهی خود به سهام پس از یک زمان استاندارد مشخص، بهترین گزینه از هر دو گزینه را انتخاب کنند. این به عنوان یک اطمینان خاطر اضافی عمل میکند و ارزانتر از جمعآوری پول از طریق سهام است.]
- بازار سهام استارتآپها: با ورود پلتفرمهایی که بهطور خاص برای معامله معادلهای سهام استارتآپها طراحی شدهاند، عصر جدیدی از استارتآپها در سطح جهانی آغاز شده است. این مدل همانطور که در بورس اوراق بهادار استارتآپها دیده میشود، هنوز در مراحل اولیه خود است، اما در صورت توسعه، به استارتآپها امکان دسترسی به سهام را میدهد.
بنابراین، راههای مختلفی برای استارتآپها غیر از سرمایهگذاری خطرپذیر وجود دارد، چه راههای مرسوم مانند بوتاسترپ و چه نوآوریهای جدید مانند اوراق قرضه قابل تبدیل. در نهایت، یک استارتاپ میتواند با داشتن گزینه پیشسفارش برای محصولات و غیره، عملکرد خود را برای تولید سرمایه اصلاح کند. هر جنبهی مختلف از استارتآپ میتواند منبع بالقوهای برای تأمین مالی باشد.